اسیر تو
توی دنیا می بینی چطور اسیرم
تو نباشی انگاری باید بمیرم
این همه صبر و تحمل همه از توست
نازنین من بیا که دیگه پیرم
دیگه من نا ندارم برای موندن
تنها آرزوم شده این با تو بودن
دیگه هیچی واسه من نداره ارزش
جز برای تو همش ترانه خوندن
شده توی این روزها، این تنها رویام
که یه روز میای می بینی که چه تنهام
روز و شب، دقیقه ها، ثانیه ها رو
من به یاد تو گلم زنده تو دنیام
٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠
فقط سلام ...
تو بمان
برای من تو بمان عشقم
برای من تو بخوان عشقم
در این غم ره بی پایان
برای من تو بمان
برای من تو بگو از غم
از این شب پر از ماتم
برای من تو بگو با من
برای من تو بمان
تو لحظه لحظه برای من
تمام لحظه کنار من
اگر چه دوری از این جسمم
درون سینه بمان
تمام آنچه که می دانم
تمام آنچه که می خوانم
تمام آنچه که می خواهم
برای بودن توست
بیا و لحظه ای با من شو
بیا و لحظه ای از من شو
برای خاطره ای از من
کمی کنارم باش
زمان و ثانیه ها خسته
تمام قافیه ها خسته
نگر دگر تو بر این عشقم
بیا و با من باش
گذشته گر چه از این عشقم
چه سال و چه ماه و چه روزایی
هر آنچه که مانده برای تو
از عشق و حسرت و تنهایی
٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠
یک سلام بعد از ٢ سال ...
آخرین ترانه
برای تو که عاشقم ، برای تو که بوده ام
این آخرین گلایه را ز دست تو نموده ام
ز دست تو که در غمت چه لحظه ها که بوده ام
این آخرین نگاه را ز سوی تو ربوده ام
ز سوی تو که لحظه ای بدون تو نبوده ام
این آخرین پیام را برای تو نوشته ام
برای تو که قلب را به عشق تو سرشته ام
این آخرین تلاش را بخاطر تو کرده ام
بخاطر تو که تلاش نکردی و نرفته ام
این آخرین دلیل را برای تو آورده ام
برای تو که عشق تو نبودم و نگشته ام
این آخرین کلام را بخاطر تو گفته ام
بخاطر تویی که هیچ نگفتی و نگفته ام
این آخرین سکوت را برای تو نموده ام
برای تو که در سکوت چه لحظه ها که بوده ام
این آخرین دقیقه را بخاطر تو زنده ام
بخاطر تو که مگر سری زنی که زنده ام
این آخرین ترانه را برای تو سروده ام
برای تو که عاشقم ، برای تو که بوده ام
سومین سلام و دیگر هیچ
شهر من
خسته ام ، منتظرم
سخت نباید باشد
راه را خواهم ساخت
گرچه پر از غم باشد
شهر من شهر سپید است
میان دریا
جنگلش رنگ امید است
بدون صحرا
راه را خواهم ساخت
تا برسم بر رویا
رنگ بودن بزنم
بر همه خوبی ها
سخت باید باشد
تا که شود شهری ساخت
تهی از حیله مکارو
پر از رحمت یار
راه را خواهم ساخت
با همه سختی ها
شهر را خواهم ساخت
با همه خوبی ها
پانزده روز از اولین فصل ، اولین ماه و اولین روز سال هشتاد و هفت گذشت ، ولی هنوز فرصت بسیاره
خوشحالم که تونستم دومین مطلب این وبلاگ رو هم بگذارم
اولین مطلب وبلاگ همراه با یک ترانه بود و تو دومین مطلب برای شما یک شعر به هدیه گذاشتم که امیدوارم مورد توجه شما قرار بگیره و نظراتتون رو به صورت کامل درباره این شعر بنویسید
تصمیم گرفتم که اگر مشکل خاصی برام پیش نیاد یکم و پانزدهم هر ماه وبلاگ رو آپدیت کنم و یک شعر یا ترانه به شما دوستان خوبم هدیه کنم
در مورد قالب وبلاگ هم سعی می کنم در اولین فرصت یه قالب اختصاصی برای وبلاگ طراحی کنم و از همه دوستان خوبم که تمایل به تبادل لینک دارن خواهش می کنم که بعد از قرار دادن لینک ترانه خونه تو وبلاگ یا سایتشون ، تو قسمت نظرات اعلام کنن تا لینکشون رو تو وبلاگ بگذارم
در ضمن از همه دوستان خوبم که با وبلاگ ShahabGraph آشنایی ندارن خواهش می کنم که سری هم به اونجا بزنن ، این وبلاگ اولین وبلاگم محسوب میشه که کارهای طراحی گرافیکم رو اونجا می گذارم
گذر غم
می گذرد سال ها
می گذرد یاد ها
می گذرد خاطرات
آن همه فریاد ها
دور شود آرزو
کهنه شود رنگ او
هیچ نمانده دگر
یادی از آهنگ او
خسته ام از این گذر
دوست ندارم دگر
کهنه شود خاطرات
در پس این ره گذر
هیچ ندانم سفر
چند صباح دگر
مهلت من می دهد
تا گذرم از گذر
خواهم اگر فرصتم
اندک و بی مهلتم
آنچه که مانده به جا
در غم تو بگذرم
این اولین مطلب وبلاگ ترانه خونه و شروع یک راه جدید واسه منه
شروع راه جدیدی که با شروع سال جدید همراه شده و امیدوارم که شروع خوبی باشه
تصمیم دارم که شعر ها و ترانه هامو تو این وبلاگ در اختیار همه قرار بدم و بتونم از نظرات شما دوستان خوبم استفاده کنم
امیدوارم که همیشه حضور و دلگرمی هاتون رو همراه خودم داشته باشم
سالی سراسر موفقیت و شاد کامی داشته باشید
سال نو (1387) مبارک
نظرات ()
