شهر من

خسته ام ، منتظرم
سخت نباید باشد
راه را خواهم ساخت
گرچهپر از غم باشد

شهر من شهر سپید است
میان دریا
جنگلش رنگ امیداست
بدون صحرا

راه را خواهم ساخت
تا برسم بر رویا
رنگبودن بزنم
بر همه خوبی ها

سخت باید باشد
تا که شود شهری ساخت
تهیاز حیله مکارو
پر از رحمت یار

راه را خواهم ساخت
با همه سختیها
شهر را خواهم ساخت
با همه خوبی ها

٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠
 
دومین سلام

پانزده روز از اولین فصل ، اولین ماه و اولین روز سال هشتاد و هفت گذشت ، ولی هنوز فرصت بسیاره
خوشحالم که تونستم دومین مطلب این وبلاگ رو هم بگذارم
اولین مطلب وبلاگ همراه با یک ترانه بود و تو دومین مطلب برای شما یک شعر به هدیه گذاشتم که امیدوارم مورد توجه شما قرار بگیره و نظراتتون رو به صورت کامل درباره این شعر بنویسید
تصمیم گرفتم که اگر مشکل خاصی برام پیش نیاد یکم و پانزدهم هر ماه وبلاگ رو آپدیت کنم و یک شعر یا ترانه به شما دوستان خوبم هدیه کنم
در مورد قالب وبلاگ هم سعی می کنم در اولین فرصت یه قالب اختصاصی برای وبلاگ طراحی کنم و از همه دوستان خوبم که تمایل به تبادل لینک دارن خواهش می کنم که بعد از قرار دادن لینک ترانه خونه تو وبلاگ یا سایتشون ، تو قسمت نظرات اعلام کنن تا لینکشون رو تو وبلاگ بگذارم
در ضمن از همه دوستان خوبم که با وبلاگ ShahabGraph آشنایی ندارن خواهش می کنم که سری هم به اونجا بزنن ، این وبلاگ اولین وبلاگم محسوب میشه که کارهای طراحی گرافیکم رو اونجا می گذارم
 
و در پایان امیدوارم که همیشه حضورتون رو در کنارم احساس کنم
/ 18 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
roya

شاد باشید و مانا[گل][خداحافظ]

عاکف

درود بر شهاب گرامی سال نو را من هم به شما شتدباش میگویم امیدوارم سالی توام با کامیابی داشته باشید از مهر حصورتان هم سپاسگزارم عاکف

رویای نیمه تمام --- رویـــا

سلام شهاب عزیز ببخشید به خاطر تاخیر زیادم این روزها همه چیز برایم تعطیل شده بود. فقط به کمی زمان نیاز دارم برای شروع دوباره. من باید زودتر از این سر می زدم و محبتاتون رو جبران کنم. همیشه بهاری باشی. [گل][گل]

بهناز

سلام خوبین؟ بروزم خوشحال میشم سری بزنید[لبخند][گل]

pgh

سلام شعر زیبایی بود[لبخند] زندگی سیبی است ... گاز باید زد ... با پوست

زهرا

خلوت خالی و خاموش مرا تو پر از خاطره کردی شعر من شعله احساس من است تو مرا شاعره کردی =============== علیک سلام دوباره[لبخند]

ابوذر اکبری

جای باتوم رو پشتِ تو میگی دردی نداشت داداش همه تن زخمی و خسته غرورت زنده گُردِ داش تن کبود و مضروبت تو مـادر من به پات خاکم اون نامرد خواهری نشناخت واسه تو مشتِ افلاکم ٢ نزن جانی نزن قاتل برادر مشتتو وا کن توی مشتت یه گوشی بود عکس این درندگی جا کن نزن جانی نزن قاتل اون عاشق با من برادر بود می گفت مـا جمله انسانیم جرم مـا هم برابر بود فقط اون گفت اومد بارید به فریادش لَشِت لرزید فقط اون گفت نباس ترسید یا با هر زوزه ای نالید بسه جانی تمومش کن که قدرت تا اَبدها نیست تو ترسیدی تو رَم کردی عدالت که با بدها نیست ستم ها کردی و آخر به چنگالِ جوونائی ریا تزویر بسه قاتل تمومش کن تو تنهائی چه خونهائی چه تن هائی چه پـاک و عـاشق و آزاد چه گردابی

امین معصومی

سلام ترانه های زیبایی داری یه سری به دل نوشته های من هم بزن